خواجه نصير الدين الطوسي

151

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

همين است ، ايشان ابدا دائما بثبات و بقائى جوهر مخصوص‌اند و از استحالت فنا مصون و پيغمبران و اصحاب [ 121 ] وحى و الهام الهى در قدّ و قامت و چهره و صورت و جملهء اعضا و جوارح و طعام و شراب و لباس و نكاح و رنج و راحت و فقر و غنا و عجز و قدرت و مرض و صحّت و موت و حيات و على هذا ( القياس ) با ما همسراند و ما بايشان در آن مشتركيم و پس تا اين اسباب از كجا واجب مىشود كه ما را فرمان ايشان بايد كردن و صلاح كار هر دو جهان خود بر امر و نهى ايشان مقدّر داشتن ، و ما را هم در تقرّب به او تعالى به روحانيّات مجال نداريم و اين متوسّطان اوّلى داريم و در شفاعت به حضرت صمديّت التجا بايشان كنيم و پناه بر ايشان بريم و دانيم كه تا ميان نفوس ما و روحانيّات مشابهت و مناسبتى با ديدار نيايد نه بايشان التجا توانيم كرد و نه پناه بشفاعت ايشان توانيم برد ، و اين مشابهت و مناسبت آن وقت حاصل تواند شد كه ما نفوس خود را از همه اخلاق مذموم مهذّب كنيم و به همه اخلاق محمود آراسته گردانيم ، و هم دانيم كه اين تهذيب در خصال اخلاق بىاستعانت و استعداد از روحانيّات ميسّر نگردد ، و اين استعانت و استمداد بىآنكه در مقام ابتهال و تضرّع ايستيم و اقامت نماز و روزه و قربان و بخور و عزائم به شرط مرعى داريم ، اگر دست ندهد چون اين شرائط بر اين جمله بجاى آوريم و بكمال استعداد اختصاص يابيم ، و نفوس ما مناسب و مشابه روحانيّات گردد و آن وقت حاجت خويش بروحانيّات برداريم تا ايشان كه وسائل و ارباب و شفعاء مااند پيش او تعالى كه ربّ الارباب كه خالق و رازق ما و ايشان است از جهت ما شفاعت كنند ، و بشفاعت ايشان حاجات ما در حضرت صمديّت روا گردد و بر اين تقدير تقرّب بعقول ايشان باشد و از عقول ايشان بعقل اوّل ميرسيم و از عقل اوّل به او تعالى تقرّب كنيم